
او به خاطر گناهان و به خاطر اعمال [بد] ما است که [بيش از] هزار سال در بيابانها در به در و خائف است. سبب غيبت امام زمان(ع) خود ما هستيم. زيرا دستمان به او نميرسد وگرنه، اگر در ميان ما بيايد و ظاهر و حاضر شود چه کسي او را ميکُشد؟ آيا جنّيان او را ميکُشند يا ما انسانها؟ ما پيشتر و در طول تاريخ ائمه(ع) امتحان خود را پس دادهايم!
اين گفتار، گوهرهاي گرانارجِ پراكندهاي بوده كه به همّت بعضي از شاگردان فقيه فرزانه، و پارساي صاحبدل حضرت آيتالله العظمي بهجت گردآوري شده و در چند جلد كتاب با عناوين «در محضر بهجت»، «فيضي از وراي سكوت» و... به چاپ رسيده است. اين قلم به سائقة دوستي و عشق به اولياي حق، بياناتي را كه عمدتاً پيرامون اهميت «دعا براي تعجيل در فرج» آن موعود مهربان بوده، به گونهاي متصل و مرتبط كنار هم قرار داده تا شكل گفتاري منسجم يافته است.
محور اين گفتار را بيشتر، دعاي خالصانه و تائبانه براي فرج و همچنين ناظر و حاضر ديدن آن حجّت حيّ موجود موعود به خود اختصاص داده است.
بهترين كار براي به هلاكت نيفتادن در آخرالزّمان، دعاي فرج امام زمان(ع) است؛ البته دعايی كه در همة اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر كساني در دعا جدّي و راستگو باشند، مبصراتي (= ديدنيهايي) خواهند داشت. بايد دعا را با شرايط آن خواند و «توبه از گناهان» از جملة شرايط دعا است.
مخصوصاً دعاي شريف «عظم البلا و برح الخفا» را بخوانيم و از خدا بخواهيم كه صاحب كار را برساند. با او باشيم. اگر رساند كه رساند و اگر نرساند [حداقل] از كنار او دور نشويم. از رضاي او دور نرويم. [امام زمان(ع)] حرفهايي [را] كه ما با يكديگر ميزنيم، ميداند. در هر حال براي تعجيل در امر فرج و رفع نگرانيها و گرفتاريها و نجات و اصلاح حال مؤمنين [اين دعا] را بخوانيم: «اللّهمّ اكشف هذه الغمّـ[ عن هذه الامّـ[ بظهوره» خداوندا با ظهور حضرت حجّت(ع) اين ناراحتي و نگراني را از اين امّت برطرف نما! تنها انتظار فرج كافي نيست «تهيّأ» (= آمادگي)، اطاعت و بندگي نيز لازم است؛ مخصوصاً با توجّه به قضايايي كه پيش از ظهور امام زمان(ع) واقع ميشود به حدّي كه «ملئت ظلماً و جوراً». خدا ميداند كه به واسطة ضعف ايمان بر سر افراد چه ميآيد. خدا كند كه ظهور آن حضرت با عافيت مطلق براي اهل ايمان باشد و زود تحقّق پيدا كند.
ابتلائات شيعه امروز بسيار زياد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاري كه بر سر اسلام و مسلمانان ـ به خصوص اهل ايمان ـ ميآيد، كارد به استخوان رسيده است. بيماريهاي مختلف و حوادث زياد شده است. بايد در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه براي رفع ابتلائات شيعه دعا كرد و تضرّع نمود. ما بايد از همه بخواهيم كه متوسل شوند و دعا كنند و تضرّع نمايند تا بلكه فرجي حاصل شود. دعاي فرج اگر موجب فرج عمومي نشود براي دعا كننده موجب فرج خواهد بود. ـ إنشاءالله ـ چنانچه در بعضي از روايات آمده: «دعا كنيد كه در آن فرج شماست». برخي از مردم به مرحوم آقاي شيخ حسنعلي تهراني متوسل ميشدند و نتيجه ميگرفتند ولي متوجّه امام عصر(ع) نيستند. ما بايد به بيش از اينها به امام عصر(ع)متوسل باشيم تا نتيجه بگيريم. اگر اهل ايمان، پناهگاه حقيقي خود ـ حضرت صاحب(ع) ـ را بشناسد و به آن پناه برند امكان ندارد كه از آن ناحيه مورد عنايت واقع نشوند.

از مهمترين دعاها، دعاي فرج امام زمان(ع) است. همة مشكلات مردم و حكومتها از غيبت آن حضرت است. براي رفع مشكلات اجتماعي و حوائج مردم بايد همانطوري دعا كرد كه انسان براي رفع مشكل خودش دعا ميكند. دعا اگر دعا باشد تأثير خواهد كرد».
چيزي که باعث شرمندگي و خجالتزدگي ما ميشود اين است که امام زمان(ع) همه چيز را ميداند و همه چيز را ميشنود. معصومين(ع) «عين الله الناظرة و اذن الله السامعه الواعيه» [= يعني چشم بينا و گوش شنواي خداوند] هستند. اگر حرفي زده ميشود حتي قبل از آنکه ديگران و کساني که در مجلس هستند، بشنوند، آنها ميشنوند. چرا کاري نميکنيد که هميشه خودتان را پيش آن حضرت ببيند؟ [اگر] ما او را نميبينيم، او که ما را ميبيند. پس چرا اينقدر دوريم؟ آيا نبايد توجه داشته باشيم که ما رئيسي داريم که بر احوال ما ناظر است؟ واي بر احوال ما اگر در کارهايمان او را ناظر نبينيم و يا او را در همهجا ناظر ندانيم! با وجود اعتقاد به داشتن رئيسي که «عين الله الناظر\» است آيا ميتوانيم از نظر الهي فرار کنيم يا خود را پنهان کنيم؟ چه پاسخي خواهيم داد؟
چقدر سخت است اگر براي ما اين امر ملکه نشود که در هر کاري که ميخواهيم اقدام کنيم و انجام دهيم ابتدا «رضايت» و «عدم رضايت» او را در نظر نگيريم و رضايت و خشنودي او را جلب ننماييم! ما بايد رضا و ميل امام زمان(ع) را در کارها به دست آوريم. در امور اجتماعي نبايد به ديگران نگاه کنيم و از اين و آن پيروي کنيم. زيرا اين افراد معصوم نيستند، هرچند بزرگ و بزرگوار باشند. اگر در راه امام عصر(ع) باشيم چنانچه به ما بد و ناسزا هم بگويند نبايد ناراحت شويم بلکه همچنان بايد در آن راهِ حق و حقيقت ثابتقدم و استوار باشيم.
انصاف اين است که در زمان نزديک به ظهور که ظلم فراگير ميشود به افرادي که در دين و ايمان باقي ميمانند، عنايات و الطاف خاصّي ميشود تا از دين خارج نشوند. زيرا حضرت وليّعصر(ع) تکيهگاه مردم است و کساني که تکيهگاهشان امام باشد، کوهِ ايمانند. ما اهل علم در هر حال بايد به وظيفة خود عمل کنيم. نوکرهاي امام زمان(ع) عموماً بايد عمل به وظيفه کنند، توسلات را هم داشته باشند.


چندي پيش مردي به پليس مراجعه کرد و مدعي شد نوه 15 ساله اش از خانه فرار کرده است. پدربزرگ نگران که معتقد بود نوه اش را فريب داده اند، گفت؛ پرستو هفت ساله بود که مادر و پدرش را در يک تصادف از دست داد و من به عنوان پدربزرگش سرپرستي او را بر عهده گرفتم و نوه ام را بزرگ کردم. از آن زمان 8 سال مي گذرد. ما در اين مدت رابطه خيلي دوستانه يي داشتيم و نوه ام هر اتفاقي مي افتاد براي من تعريف مي کرد. من چندي پيش برايش کامپيوتر خريدم و همه امکانات رفاهي را برايش فراهم کردم تا پيشرفت کند. پرستو خيلي خوب درس مي خواند و تا جايي که مي دانم هيچ مشکلي در زندگي اش نداشت تا اينکه به طور ناگهاني خانه را ترک کرد.
با شکايت اين مرد تحقيقات براي روشن شدن ارتباطات پرستو آغاز شد. کارآگاهان در اولين گام رايانه دختر نوجوان را بررسي کردند و متوجه شدند وي در چت روم با پسر جواني چت مي کرده است و اين اواخر آنها ديدارهايي نيز با هم داشته اند. اطلاعات موجود در کامپيوتر اين دختر نشان مي داد او اغفال شده و در تمام مدت خواسته هاي داريوش پسري که او را فريب داده بود برآورده مي کرده است.
بررسي هاي فني پليس هويت داريوش را براي ماموران روشن کرد و آدرس محل زندگي اين جوان به دست آمد اما داريوش خانه را ترک کرده بود و هيچ نشاني جديدي نيز از آنها در دست نبود، بنابراين يک بار ديگر در کار ماموران گره افتاد و باعث شد تلاش هاي مجدد براي به دست آمدن نشاني متهم انجام شود. کارآگاهان با پيگيري هاي اينترنتي خود موفق شدند يک بار ديگر آدرس اين جوان را پيدا و اين بار او را دستگير کنند.
داريوش در بازجويي هاي اوليه منکر همه اتهاماتش شد و حتي ادعا کرد پرستو را نمي شناسد اما زماني که فهميد پليس چندين روز او را در فضاي مجازي تحت کنترل داشته است به اغفال دختران جوان و عضو کردن آنها در يک گروه شيطان پرستي اعتراف کرد.
داريوش گفت؛ از ماه ها قبل به عضويت يک گروه شيطان پرستي درآمدم و در آنجا فعاليت داشتم. وظيفه من اين بود که براي اين گروه عضوگيري کنم و بهترين راه فضاي مجازي بود. من در چت روم با دختران نوجواني که چيزي از شيطان پرستي و خطرات آن نمي دانستند چت و زماني که اعتماد آنها را جلب مي کردم چندين جلسه با هم بيرون مي رفتيم و بعد آنها را به مهماني دعوت مي کردم تا بيشتر باهم ارتباط برقرار کنيم. در نهايت آنها را به بهانه رسيدن به يک زندگي پر از لذت به فرار تشويق مي کردم و بعد از فرار دختران نوجوان را به عضويت گروه شيطان پرستي درمي آوردم.
داريوش سپس خانه يي را که پرستو در آن نگهداري مي شد به ماموران نشان داد و دختر نوجوان بعد از چندين روز پيدا شد. اين دختر به ماموران گفت؛ بعد از آشنايي با داريوش به عضويت گروه شيطان پرستي درآمدم. در آنجا بود که با انواع مخدرهاي عجيب آشنا شدم. البته اوايل به من نمي گفتند قرص هايي که به من مي دهند مخدر است. آنها ادعا مي کردند اگر اين قرص ها را بخورم همه غصه ها را فراموش مي کنم و به يک احساس خيلي خوب مي رسم. من هم به خاطر شرايط ويژه يي که در زندگي داشتم خيلي دلم مي خواست کاري کنم تا همه چيز از ذهنم پاک شود. بار اول در يک مهماني قرص را به من دادند. در آن مهماني افرادي بودند که کارهاي عجيبي انجام مي دادند و با انرژي زيادي حرکت مي کردند. به من گفتند اگر آن قرص را بخورم به اندازه افرادي که در آنجا هستند پرانرژي مي شوم. من هم استفاده کردم و ديگر متوجه چيزي نبودم. با اصرار اعضاي گروه خصوصاً داريوش چندين بار از اين قرص ها استفاده کردم.

پرستو تنها قرباني داريوش نبود و تحقيقات نشان داد اين مرد پنج دختر نوجوان ديگر را به همين شيوه اغفال کرده است و باعث شده آنها از خانه هايشان فرار کنند. دختران نوجوان مدتي بعد از فرار توسط داريوش به شمال کشور برده شده و بعد از اينکه مورد سوءاستفاده او قرار گرفته اند در همان شهر رها شده بودند. با شناسايي اين پنج دختر آنها به تهران منتقل و به خانواده هايشان بازگردانده شدند و سپس از داريوش شکايت کردند.
در بررسي هاي انجام گرفته از خانه متهم تعدادي لباس با آرم شيطان پرستي و مواد مخدر و روانگردان کشف شد. همچنين همدست داريوش نيز دستگير شد. اکنون تحقيقات در اين خصوص در شعبه 4 دادياري دادسراي جنايي تهران ادامه دارد.
شیعه انلاین
1. پديد آمدن فتنهاي براي همة مسلمانان و استيلاي روم و ترک (غربيها و روسها) بر آنها،
2. به وجود آمدن فتنهاي ويژه در سرزمين شام كه باعث اختلاف، ضعف و تنگناهاي اقتصادي ميگردد،
3. كشمكش و درگيري بين دو گروه اصلي قدرتمند در شام،
4. زلزلة دمشق و ويراني سمت غربي مسجد شهر و بعضي از گوشههاي آن،
5. درگيري سه نفر از سران، بر سر قدرت در شام (ابقع، اصهب و سفياني) و چيره شدن سفياني بر آن دو و استيلاي وي بر سوريه و اردن و يكپارچه شدن منطقة تحت فرمان او،
6. ورود نيروهاي بيگانه به سرزمين شام.14
از جابر جعفي نقل شده است كه از امام باقر(ع) دربارة اين گفتة خداي سبحان سؤال شد كه فرمود: «به راستي ما شما را با چيزهايي همچون، ترس و گرسنگي و كاهش مال، جان و ميوهها مورد آزمايش قرار ميدهيم؛ صبر پيشگان را بشارت ده» حضرت فرمود: «گرسنگي بر دو گونه است؛ عام و خاص. گرسنگي خاص در كوفه است كه خداوند آن را ويژة دشمنان آل محمد(ص) گرداند و آنان را هلاك سازد امّا گرسنگي عام، در شام خواهد بود و آن گرسنگي و ترسي است كه تا آن زمان هرگز به آن گرفتار نشدهاند، گرسنگي قبل از قيام قائم و وحشت و اضطراب بعد از قيام آن حضرت خواهد بود».

روایتی که از امام باقر(ع) از امیر مؤمنان(ع) نقل شده است: «وقتی در شام دو گروه نظامی اختلاف کنند، نشانهای از نشانههای الهی آشکار میشود، پرسیدند: ای امیرالمؤمنین آن نشانه چیست؟ فرمود: زمینلرزهای در شام [سوريه] رخ میدهد که صد هزار نفر در اثر آن هلاک میگردند و این را خداوند رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران قرار میدهد. وقتی آن هنگام فرارسد، نظارهگر سوارانی دارای اسبهایی سفید و درفشهای زرد رنگ، باشید که از مغرب روی میآورند تا وارد شام میشوند و در آن لحظات است که فریاد و بیتابی بزرگ و مرگ سرخ فرا میرسد. وقتی آن وضع پیش آمد پس بنگرید فرو رفتن آبادیای از روستاهای دمشق را که به آن «حرشا» میگویند، در این هنگام فرزند هند جگر خوار (سفیانی) از بیابان خروج کرده، بر منبر دمشق قرار میگیرد، در این بحبوحه در انتظار ظهور حضرت مهدی(ع) باشید».16
جنبشهای ابقع و اصهب از جمله دیگر وقایعی است که در این ایام در شام رخ میدهد.
اين نه از باب تعيين تاريخ ظهور بلکه تنبه و عدم فراموشي ظهور حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف مي باشد و تنها خداوند به موقع و تاريخ ظهور آگاه است و بس . نکته ديگر اينکه تکوين و ظهور چنين صحنه هايي (سحابي هايي) در آسمان يکباره اتفاق نيفتاده ، بلکه علم ناقص بشر و تدريجي بودن آن موجب شده با گذشت زمان و پيشرفت دانش نجوم و دستيابي به تکنولوژي هاي روز ما بتوانيم به اين تصاوير دست يابيم. اميدوارم مورد توجه علاقمندان قرار گيرد. آدرس سايت مربوطه و ترجمه آن در انتهاي مقاله درج شده است.

و اما احاديث مربوط به ظهور کف دست روشني در آسمان :
علائمي كه پيش از وقوع صيحه تحقّق مييابد
در اخبار رسيده از ائمه معصومين اشاره گرديده است كه پيش از ظهور يوسف كنعاني، قائم منتظر(عج) نشانههايي به وقوع مي پيوندد كه خود دلالت بر قريب الوقوع بودن صيحه ميكند. در اين باب، رسول گرامي مطلب را به اجمال برگزار كرده مي فرمايند كه شب دوم از ماه رمضان نشانهاي در آسمان پديد ميآيد:
"يَظهَرُ فيِ السَّماءِ آيَةٌ لِلَيلَتَينِ تَخلوُانِ مِن شَهرِ رَمَضانَ."
"دو شب گذشته از ماه رمضان نشانه اي در آسمان ظاهر ميشود."(الملاحم و الفتن: سيّد بن طاوس، ص35.)
اما شايد بتوان به بفضيل اين سخن پيامبر خدا را در كلام امام صادق عليه السلام جست و جو نمود كه فرمودند:
"سالي كه صيحه آسماني شنيده ميشود،قبل از آن در ماه رجب نشانهاي ديده خواهد شد. سؤال شد آن نشانه چيست؟ فرمود: سيمايي در قرص ماه ديده مي شود و كف دست روشني در فضا ظاهر مي شود."(كتاب الغيبه : نعماني، ص134 * بحار الانوار : مجلسي، ج52: ص233* منتخب الاثر: صافي، 441.)
امام صادق عليه السلام ميفرمايند:
"و وجه و صدر يظهران للناس في عين الشمس."
"صورت و سينهاي در قرص خورشيد براي همگان ظاهر ميشود."
واكنش مردم
وقوع صيحه آن زمان است كه اختلاف و تشتّت دامنگير جوامع شده باشد و تفرقه و جدايي سايه گستر. در آغاز سروشي آسماني گوش نواز ميشود و سپس كف دستي پديد ميآيد و بعد از اين وقايع صيحه آسماني طنين افكن ميگردد.
امير المؤمنين علي عليه السلام در فرازي از يك روايت كه در باب احوال آخر الزّمان ايراد فرمودهاند ميفرمايند:
"...آنگاه امور مردم هرگز اصلاح نميشود و هرگز نميتوانند در اطراف يك محور گرد آيند، تا هنگامي كه منادي از آسمان بانگ بر ميآورد: به سوي فلاني بشتابيد و از او دور نشويد. سپس كف دستي در آسمان ظاهر ميشود و به سوي او اشاره ميكند."(الملاحم و الفتن: سيّد بن طاوس؛48* بشارة الاسلام: كاظمي، ص79* روز گار رهايي: كامل سليمان، ج2: ص867.)
حالت و واكنش مردم در قبال صيحه را از زبان به حق ناطق امام صادق عليه السلام بشنويد:
"هنگامي كه بانگ آسماني را بشنوند، مانند كسي كه بر سرش مرغ نشسته باشد، خشكشان ميزند. تمامي دشمان خدا در برابر صيحه آسماني خاضع و منفقاد ميشوند. اگر در خبري هم دچار شكّ و ترديد باشند در مورد صيحه آسماني هيچ ترديدي هخواهند داشت، كه با نام پدر و نام اجداد طاهرين او (عج) ندا خواهند شد."( كتاب الغيبه : نعماني، ص136 و ص150* الزام الناصب: حائري، ص226 و ص176* روزگار رهايي: كامل سليمان، ج2:ص887.)
مفاد اين صيحه
حال که به وجود صيحه با مدد از روايت به اثبات رسيد بايد ديد که مفاد اين صيحه چيست؟ آيا فريادي بي مناسبت؟ يا نه ، ندايي است که پيام و فرماني در بر دارد.
رسول اکرم صلّي الله عليه و آله مي فرمايند:
"به هنگام خروج قائم عج منادي آسمان يانگ مي زند: هان اي مردمان! خداوند مهلت ستمگران را پايان بخشيد و بهترين امّت محمد صلّي الله عليه و آله را به پيشوايي و سرپرستي شما برگزيد، خود را در مکّه به او برسانيد"(کتاب الاختصاص: شيخ مفيد* بحار الانوار: علّامه مجلسي، ج 52: ص304.)
امام باقر عليه السّلام در اين باره مي فرمايند"
"منادي آسماني در اوّل صبح بانگ بر مي آورد: اي مردمان! آگاه باشيد که حق با علي و شيعيان اوست. شيطان که نفرين خدا بر او باد، در آخر همان روز بانگ بر مي آورد: حق با سفياني و پيروان اوست."(کمال الدّين: شيخ صدوق، ج2: ص652* الارشاد: شيخ مفيد، ص 38* کتاب الغيبه: شيخ طوسي، ص266-267* اثبات الهداه: حرّعاملي، ج729* بحار الانوار: علّامه مجلسي، ج52: ص206* منتخب الاثر: صافي، ص457.)
که در صفهات پيشين گفتيم که اين ندا همان صيحه مي باشد.
طبع تبريز از ابي حمزه ثمالي روايت کرده گفت: گفتم به ابي عبد الله(حضرت صادق) عليه السّلام که ابي جعفر( حضرت باقر) عليه السّلام مي فرمود خروج سفياني حتمي است و طلوع آفتاب از مغرب نيز حتمي است و چيزهاي ديگري بود که مي فرمود از حتميات است. که ما قسمت کوتاهي از آن را آورده ايم:
"در اوّل روز ندا کننده اي از آسمان ندا مي کند که آن را هر گروهي به زبان هاي خودشان مي شنوند که آگاه باشيد، به درستي که حق با علي و شيعيان او است. پس از آن ندا مي کند شيطان در آخر روز از زمين که حق با عثمان و شيعيان او است. پس در اين هنگام در شک افتند داخل شوندگان باطل."(غيبت طوسي: ص282* نوائب الدّهور في علائم الظّهور: ص4-5.)
زمان وقوع صيحه
به شهادت روايات موجود زمان وقوع اين صيحه در شب جمعه بعد از نماز صبح، بيست و سوم از ماه مبارک رمضان است، که در لحظات آخر روز بيست و سوم صداي گريه ابليس بلند مي شود و مردم را به پيوستن به لشکريان سفياني فرا مي خواند.
در روايت بلند بالايي که ابن عقده از امام باقر عليه السّلام نقل مي کند:
"...نداي آسماني جز در ماه رمضان نخواهد بود که ماه رمضان ماه خدا است و آن بانگ جبرئيل است که به سوي حق فرا مي خواند... نداي آسماني در ماه رمضان، در شب جمعه، شب بيست و سوم رمضان است. هرگز در مورد آن دچار شکّ و ترديد نشويد و گوش فرا دهيد، و اطاعت کنيد. و در پايان روز صداي ابليس لعين بلند مي شود که مي گويد: فلاني مظلوم کشته شد. اين بانگ نا بهنگام گروهي را به شک مي اندازد و گروه کثيري با شکّ و ترديد وارد آتش مي شوند. نشانه بانگ جبرئيل اين است که به نام قائم عج و نام پدرش ندا مي کند. دختران پرده نشين نيز با شنيدن آن خوشحال مي شوند و پدران و برادرانشان را تشويق مي کنند که خروج کنند."(کتاب الغيبه: نعماني، ص253* کتاب الغيبه: شيخ طوسي، ص274* بحار الانوار: علامه مجلسي، ج52: ص230و 234و 290و 348و 354* منتخب الاثر: صافي، ص434و 448و 449.)
لينکهاي مطلب:
http://www.universetoday.com/2009/04/03/humble-little-pulsar-puts-on-a-big-show/
http://www.kabulsky.com/view.aspx?tid=2&cid=9&sid=317
http://neshanehzohoor.blogfa.com/post-4.aspx
منبع: http://saramomeni.blogfa.com/post-95.aspx


